چشم انداز تمدن جهانی از دیگاه تورکیه چهارشنبه 28 سنبله 1397 هجری شمسی -38-

جهانی شدن و انزواگرایی غرب

چشم انداز تمدن جهانی از دیگاه تورکیه چهارشنبه 28 سنبله  1397 هجری شمسی -38-

چشم انداز تمدن جهانی از دیگاه تورکیه چهارشنبه 28 سنبله 1397 هجری شمسی -38-

در این برنامه بحثی داریم به قلم پروفیسور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بایزید تحت عنوان "جهانی شدن و انزواگرایی غرب":

در سالهای دهه 1990، وقتی هنوز یک آکادمیسین جوان بودم، برای اولین بار به موضوع جهانی شدن علاقمند شدم. این روند چه تاثیری میتوانست بر کشورهای در حال توسعه ودرراس تورکیه داشته باشد؟ نسبت به این روند باید از کدام  نوع روش پیروی میکردیم؟ از آن تا چه حد حمایت کرده و باید تا چه حد با آن مخالفت میکردیم؟ سوال هایی نظیر این باعث شد تا بعدها دررساله دوکترای خود این موضوع را مورد بررسی قرار بدهم. در حقیقت در ابتدا من به یک دیدگاه آزادی خواهانه و بشردوستانه در مورد جهانی شدن نزدیک تربودم. ولی پس از ارائه رساله ام و عنوان کتابی که بعد از آن به نشر سپردم، موضع خودم را مشخص کرده بودم. "دشواری و رضایت، تورکیه در میان جهانی شدن ها" (انتشارات کره). جهانی شدن، یک بعدی نبوده و ابعاد و جهات مختلفی دارد. جهانی شدن، مجموعه ای از فرایندهای در هم آمیخته یست که برعلاوه یی داشتن ابعاد دشوار و سرکوب گرایانه از ابعاد رضایت و فرصت نیز برخوردار است.

دید گاه دیروز در مورد جهانی شدن

در دوره ای که مطالعات خود را آغاز کرده بودم، غرب، قهرمانِ جهانی شدن بود. گردش آزاد کالا و سرمایه، ناکارآمدی مرزهای سیاسی وازبین رفتن مفهوم آن را نشان میداد. رقابت، همکاری، لغو گمرکات و سهمیه ها از جمله مفاهیم قابل توجه در آن دوره بودند. نهادهای بین المللی نیزدرتلاش ساختن دنیایی غیرحمایتی، شفاف، رقابتی و مشخص بودند. در مقابل، کشورهای کمتر توسعه یافته و یا در حال توسعه روند جهانی شدن را مورد انتقاد قرار میدادند. آنها معتقد بودند این روند به نفع کشورهای غربی بوده و اقتصاد حمایتی، لغو گمرکات، همکاری های آزاد، باز و رقابتی بیشتر به سود کشورها و شرکت های غربی خواهد بود. آنها ادعا میکردند که این سیاستها منجر به تضعیف آنان شده و در چنین شرایطی کمتر وارد عرصه های رقابتی خواهند شد. در سطح ایدئولوژیک نیز ادعا میشد که جهانی شدن ورژن جدیدی از کاپیتالیزم بوده و در جریان آن، استعمارگری افزایش یافته و با این هدف دول ملی تضعیف میشوند. گفته میشد، حمایت بی قید و شرط از دولت های ملی که یگانه پناهگاه در برابر جهانی شدن امپریالیستی به شمار میروند، تنها اقدامی است که باید انجام داد. واکنش ها نه با در نظر گرفتن آینده بلکه با نگاه به گذشته، نشان داده میشد. در آن دوره این سوال مطرح نمیشد که اگر جهانی شدن نسخه جدید کاپیتالیزم است، چطور میتوان با نسخه قدیم کاپیتالیزم یعنی دولت ملی، از پس جهانی شدن برآمد.

وضعیتی که رخ داد

با نزدیک شدن به سال 2020 وپس ازگذشت حدود سی سال، امروزمیتوان حقیقت دیدگاه ها وتردید های سالهای 1990 را به وضوح مشاهده کرد. دروضعیتی که جهان امروزدارد، دیگرغرب، قهرمانِ جهانی شدن نیست. کشورهایی که ازاین روند بیشترسود برده اند، کشورهای غربی نیستند. ازآنجایی که کشورهای غربی و در راس ایالات متحده نفعی از روند جهانی شدن نبرده اند، امروز اقدام به حمایت از دیدگاه های کشورهای در حال توسعه در سالهای دهه 1990 میکنند. حتی به هیچ وجه از برچیده شدن مرزهای سیاسی، گردش آزاد، رقابت و شفافیت سخن به میان نمی آورند. به ویژه جذب مجدد سرمایه های خارجی از سوی آمریکا، ساخت دیواری های بلند گمرکی بر سر راه تجارت با تقریبا همه کشورها و سهمیه بندی، نشانه ملموسی است از اجرای سیاست های ضد جهانی شدن. در سالهای 1990، چه کسی میتوانست تصور کند که کشورهای عضو اتحادیه اروپا، برای حفظ مرزهای سیاسی شان، اقدام به تشکیل اردو های 10 هزار نفری خواهند کرد؟ آمریکا و کشورهای اروپایی امروز به سیاست های ملی گرایانه عقب نشینی کرده اند. درمقابل، کشورهای درحال توسعه در سالهای دهه 1990، امروز تبدیل به کشورهایی شده اند که در طول روند جهانی شدن، سود بیشتری برده اند. چین، هندوستان، برازیل و تورکیه در طول این روند جایگاه مهمی را به خود اختصاص دادند. امروزه چین دربرابرغرب بیشتر از سیاست های جهانی شدن، پیروی میکند. تورکیه در پی سالهای 2000 ودرطول روند جهانی شدن عملکرد بسیار خوبی را از خود نشان داد. با تمام دنیا یکپارچه شد. معیارهای مربوط به دموکراسی و آزادی را بالا برد. با از بین رفتن رژیم نیابتی درکشوروتوسعه عرصه های آزادی، اقتصاد کشور قدرت گرفت. درآمد ملی که در سطح 2000 دالر سیر میکرد، چندین برابر افزایش یافت. از اینرو یکی از دلایل بروز تنش در روابط تورکیه با کشورهای اروپایی، عدم هضم تورکیه ای قدرتمند، دارای اقتصاد توسعه یافته و با اعتماد به نفس میباشد.

روشنفکران باید تغییر رویه دهند

ولی هنوزبرخی از روشنفکران در تورکیه و جهان، متوجه نتایج روند سی ساله جهانی شدن در کشورهای غربی و غیر غربی نشده اند. آنها همچنان دیدگاه های مربوط به سالهای 1990 را حفظ کرده اند. غرب به علت عدم کسب منفعت از روند جهانی شدن، رفته رفته موضعی پرخاشگرایانه به خود گرفته و به همین علت نیز به انزواگرایی و پیروی از سیاست های حمایتی بازگشته و بار معنایی مرزهای سیاسی را افزایش داده است. این روشنفکران یا این حقایق را نمیبینند و یا نمیخواهند که ببینند. امروزه اقداماتی نظیر باز کردن مرزها، پیروی از سیاست باز و گردش سرمایه نه از سوی کشورهای غربی بلکه توسط کشورهایی انجام میشود که از روند جهانی شدن سود بیشتری کسب کرده اند.

البته که همه کشورهای در حال توسعه به یک اندازه از این روند سود نبرده اند. شاید کشورهایی وجود داشته باشند که بیشترین ضرر را کرده اند. چرا که این روند ها فرصت های مساوی در اختیار همه قرار نمیدهند. مادامی که عملکرد لازمه اتخاذ نشود، هیچ کشوری حتی کشورهای غربی، به خودی خود برنده و یا بازنده همیشگی این روند نخواهند بود. از اینرو نه از شیوه برخورد تسلیم، امتناع و کورکورانه بلکه باید از طرز برخورد تحلیلی و مبتنی بر عقل سلیم پیروی کرد.

ضرب المثل جالبی میگوید: "رخت های امروز را نمیتوان با آفتاب دیروز خشک کرد". به ویژه روشنفکران، متفکران و دولتمردان غیرغربی باید تحولات سی سال اخیر را از نزدیک مورد تعقیبر قرار دهند. باید بدانند که در دوره ای که اطلاعات به سرعت کهنه میشود، اطلاعات دیروز قادر به توضیح و توجیه وقایع امروزی نخواهد بود. با پیروی از طرز برخورد استاتیک، در عصر جهانی شدن که با مفاهمی نظیر "توسعه، گسترده گی، سرعت و موثریت " تعریف شده و پیوسته در حال تغییر است، نه تنها آینده بلکه امروز نیز برای مان غیرقابل درک خواهد بود.

ارزیابی های پروفسور قدرت بلبل رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه ییلدیریم بایزید تورکیه را در اینمورد به سمع شما رسانیدیم:

Ankara Yıldırım Beyazıt Üniversitesi Siyasal Bilimler Fakültesi Dekanı Prof. Dr. Kudret BÜLBÜL

 



اخبار مربوطه