روابط ترکیه و اتحادیه اروپا: آیا بازنشانی امکان پذیر است؟

سخنگوی نهاد ریاست جمهوری ترکیه اقدام به انتشار مقاله ای تحت عنوان "روابط ترکیه و اتحادیه اروپا: آیا بازنشانی امکان پذیر است؟" کرده است.

روابط ترکیه و اتحادیه اروپا: آیا بازنشانی امکان پذیر است؟

ابراهیم كالین سخنگوی نهاد ریاست جمهوری ترکیه در روزنامه "DailySabah" در تاریخ 3/10/2017 اقدام به انتشار مقاله ای تحت عنوان "روابط ترکیه و اتحادیه اروپا: آیا بازنشانی امکان پذیر است؟" کرده است.

اکنون به مشروح این مقاله توجه فرمایید.

ترکیه از سال 2005 به این سوی، در مرحله نامزدی عضویت در اتحادیه اروپا به سر می برد. آغاز این روند که به عنوان یک صفحه جدید هیجان انگیز و امیدوار کننده برای روابط ترکیه با سایر نقاط اروپا به حساب می آمد، هم اینک موجب ناامیدی و بی اعتمادی بسیاری شده است، زیرا هیچ کس نمی توانست 12 سال پیش تصور کند که چنین خواهد شد.

مشکلات و بحران های ملی و منطقه ای، در برخی از کشورهای اروپایی سبب شد تا روابط میان ترکیه و بعضی از کشورهای اروپایی دچار تیرگی شود و در اثر آن نیز عضویت ترکیه در اتحادیه اورپا با وقفه روبرو گردد. بدون شک روابط ترکیه و اتحادیه اروپا نیاز به بازنشانی دارد. از سوی دیگر، این مهم، زمانی ممکن است که هر دو طرف در مناسبات فی مابین، برای هم احترام و حقوق مساوی قائل شوند.

 انتقادات تند و بعضا حیرت انگیز کشورهای اروپایی از ترکیه اگرچه دستاوردهای پوپولیستی کوتاه مدتی می تواند برای این کشورها به همراه داشته باشد اما قادر نیست برای هیچ کشوری و هیچ کسی صلح، امنیت و رفاه را تضمین نماید. بدیهی است، مشکلاتی که ما امروز با آن مواجه هستیم فراتر از مرزهای ترکیه و اروپا بوده و این بحرانهای جهانی ویرانگر می تواند بومی گرایی ویرانگر، نژادپرستی افسارگسیخته و ناامیدی رو به رشدی را با خود به همراه آورد و مناسبات میان جوامع غربی و مسلمان را تحت تاثیرات منفی خود قرار دهد. تا زمانیکه جهان اسلام و غرب برای غلبه بر اختلافات خود و همچنین برای منافع مشترک بشریت کنار هم نیایند و تلاش نکنند قادر به تاسیس صلح و ثبات و زندگی مشترک در سطح جهانی نخواهند شد.

خصومت نسبت به ترکیه در برخی از کشورهای اروپایی به عنوان یکی از عناصر اصلی سیاست داخلی این کشورها در رویارویی با رای دهندگان راست گرا محسوب می شود. با این حال، این وضعیت که ده سال پیش به عنوان مسئله ای غیر مهم جلوه می کرد امروزه تبدیل به جریان اصلی در سیاست داخلی این کشورها شده است. تلاش برای مماشات با راست گرایان افراطی توسط سیاستمداران اروپایی می تواند پیامدهای فاجعه آمیزی به همراه داشته باشد. همچنین نیازی به گفتن نیست، روند ضدیت با اردوغان در اروپا، نه تنها به تنش در روابط ترکیه با کشورهای اروپایی منجر شده بلکه زندگی میلیون ها نفر از ترک تباران در اتحادیه اروپا را در معرض خطر قرار داده است.

نباید فراموش کرد که ترکیه امروز، نه ترکیه سال 1963 که خواستار عضویت در جامعه اقتصادی اروپا شد و نه ترکیه  سال 1999 که قادر به اخذ وضعیت نامزدی در این اتحادیه شده است می باشد، چراکه اولا جمعیت ترکیه در مقایسه با سال 1960 سه برابر گردیده و دوما تولید ناخالص ملی ترکیه نیز در خلال این مدت 80 برابر شده است.

از سوی دیگر، با وجود تمایل برخی از کشورهای اروپایی به نادیده گرفتن ترکیه، اروپای امروز نیز همان اروپای اوایل دهه نخست سال 2000 نیست. امروز قاره اروپا تبدیل به قاره ای شده که موضوعاتی چون نئو نازیها، افراط گرایی ها و پوپولیسم بر ان سایه افکنده و نامش ​ با جرائم ناشی از نفرت علیه مهاجران و مسلمانان به ذهن متبادر می شود.

شرایط امنیتی رو به وخامت در اروپا و تلاش برخی از کشورهای اروپایی برای بستن درب عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا سبب شده تا میزان استقبال ملت ترک نیز در قبال پیوستن به اتحادیه اروپا به شیوه ای پایدار کاهش یابد.

اما در شرایطی که که اروپائی های پوپولیست، فرهنگ ما، رهبران منتخب ما و منافع ما را آماج حمله خود قرار می دهند ترکیه همچنان بر رویکرد جدید و سازنده خود تاکید می کند. در نهایت، پس از برگزاری رفراندوم قانون اساسی در آوریل 2017 ، رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه، با آنگلا مرکل صدراعظم آلمان و دیگر رهبران اروپایی برای گشودن صفحه ای جدید در روابط دو جانبه دیدار کرد. اما این گروه از رهبران نه تنها مانع از شنیده شدن صدای انتخابات برای شهروندان ترک تبار خود شدند بلکه از سوی دیگر به مخالفین قانون اساسی و از جمله گروههای تروریستی پ.ک.ک و فتو نیز کمک کردند.

پس از همه پرسی اصلاح قانون اساسی، رئیس جمهوری ترکیه در اجلاسی که با حضور سران اتحادیه اروپا در بروکسل برگزار شد بار دیگر تأیید کرد که آنکارا مصمم است تا روابط ترکیه و اتحادیه اروپا را احیا کند. اما رشد روزافزون راست گرایی در این اتحادیه مانع از پیشرفت این رویکرد گردید.

انتخابات ماه گذشته در آلمان بار دیگر این تنفر رو به رشد علیه ترکیه و اردوغان را تشدید کرد. اما این رفتارها نیز قادر به ممانعت از رشد راست گرایی افراطی در اروپا نشد و نخواهد شد. اگر چه رهبران بزرگترین احزاب آلمان در طول کمپین انتخاباتی در مورد کشور ما بیانیه های تندی منتشر کردند، اما نتایج انتخابات یک واقعیت بسیار واضح را نشان می دهد و ان اینکه بیش از یک میلیون از رای دهندگان برخلاف انتخابات سال 2004 به جای حمایت از CDU / CSU یعنی حزب مورد نظر خانم مرکل از حزب ملی گرای افراطی AFD  حمایت کردند.

به ویژه اینکه در آلمان شرقی سابق، جنبش های رادیکال راست و چپ، در برابر أحزاب مرکز موفقیت قابل توجهی بدست آورده اند. اما در زمانی که اقتصاد آلمان روبه رشد است پیروزی جنبش های رادیکال، رابطه سنتی بین فقر و افراط گرایی را زیر سئوال برده است. طبعا سیاست مماشات، یک صد سال پیش اختراع نشده و امروز نیز دلیلی ندارد که فکر کنیم این سیاست موفق خواهد بود.

ما عضویت در اتحادیه اروپا را به عنوان یک هدف استراتژیک و در راستای اهداف سیاسی، اقتصادی و امنیتی مورد توجه قرار می دهیم. در یک دنیایی که خطرات، پیوسته رو به رشد هستند، ترکیه نقش مهمی در تامین امنیت اروپا ایفا می کند. با این حال، ما حاضر به پذیرش استانداردهای دو گانه، تهدیدات و خصومت های آشکار نیستیم.

روابط ترکیه و اتحادیه اروپا وقتی قابل تعمیر است که رهبران اروپایی از رویکرد خود که مبتنی بر نابرابری و بی عدالتی است فاصله بگیرند. آنها باید به انتخاب دموکراتیک مردم ترکیه و رهبران منتخب آن به عنوان یک شریک برابر احترام بگذارند.

این مورد، در زمینه توافقنامه مهاجران که میان ترکیه واتحادیه اروپا امضاء شده و همچنین در خصوص به رسمیت شناخته شده ویزای شنگن برای شهروندان ترکیه نیز باید اعمال شود. وقتی اروپا به وعده های خود عمل نمی کند این  ناعادلانه خواهد بود که ترکیه به عنوان برهم زننده بازی متهم شود.

اعتماد، رابطه بر اساس احترام و همکاری متقابل، هم می تواند در خدمت منافع ترکیه و هم در خدمت منافع اروپا باشد. با این حال، این یک رابطه یک طرفه نیست وتمامی سنگینی آن را نمی توان بر شانه ترکیه گذاشت. اگر اروپا به هر دلیلی به ترکیه و یا هر کشور دیگری پشت کند ارزیابی شرایط جدید و بهره مندی از امکانات موجود دیگر برای این کشورها امری طبیعی است. بنابراین در جهانی که روند سیاست گذاری در آن از سوی مراکز متعددی صورت می گیرد مواخذه ترکیه به دلیل تغییر افق سیاسی اش امری بی معنی است.

نهایت اینکه "تنظیم مجدد" روابط ترکیه و اتحادیه اروپا و تولد یک فضای جدید زمانی ممکن است که ارزشهایی چون عدالت، برابری، اعتماد و احترام متقابل بر جای شیوه هایی چون استانداردهای دوگانه و بازیهای سیاسی بنشیند.

ترجمه: فرزاد صمدلی



خبرهای مرتبط